تبلیغات
جغرافیا علم ،برنامه ریزی، زندگی و توسعه - استاد اسپندار تنها دونلی(دونی) نواز ایران
جغرافیا علم ،برنامه ریزی، زندگی و توسعه
چابهار نگین شرق ایران
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


زندگی اطلس جغرافی ماست
که در آن نقشه استان محبت پیداست
جلگه جهد و نمکزار حسد پیدا نیست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسیار
و فلات ایمان حول این کوه چه وسعت دارد!


نام ونام خانوادگی عبدالصمد پناد
تحصیلات:دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا وبرنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی تهران
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می کنند وبه علاقه مندان علم جغرافیااین وبلاگ جهت گسترش ومعرفی علم جغرافیا وتبادل نظربین علاقه مندان ایجاد شده است مارا با نظرات سازنده خود در غنای مطالب وبلاگ یاری نمایید
ایمییل:samadpanad@yahoo.com

مدیر وبلاگ : عبدالصمد پناد
نویسندگان
نظرسنجی
منطقه ازاد چابهارچه تاثیری در زندگی شما داشته است(نمونه موردی مردم دشتیاری)








                  

                                    

استاد شیر محمد اسپندار، نوازنده سرشناس دوئلی در سال 1310 هجری شمسی در بمپور دیده به جهان گشود. درنوجوانی به پاكستان رفت و در سال 1337 با كوله باری از تجربه به وطن برگشته و با اجراهای موفق و شاهكارهای هنری شان در جشنواره ها و فستیوالهای داخلی و خارجی ، برگهایی زرین به كارنامه افتخارات خود افزودند، بطوری كه موفق به كسب دكترای افتخاری موسیقی سنتی از كشور فرانسه، دیپلم افتخار نوازندگی درایران و صدها مدارك، لوح های تقدیر وجوایز ارزنده دیگر گردیدند و همچنین تندیس ایشان و اولین دونلی را در موزه تهران برای آیندگان به یادگار گذاشته اند.

  • ·  استاد خوشحالم از اینكه دعوتمان را پذیرفتید وبرای انجام مصاحبه وقت گذاشتید.

-  من هم خیلی خوشحالم كه شما جوان ها این قدر به فكر موسیقی كهن بلوچی و فرهنگ غنی آن هستید.

 
منبع
رحیم بخش رودینی
                  

                                    

استاد شیر محمد اسپندار، نوازنده سرشناس دوئلی در سال 1310 هجری شمسی در بمپور دیده به جهان گشود. درنوجوانی به پاكستان رفت و در سال 1337 با كوله باری از تجربه به وطن برگشته و با اجراهای موفق و شاهكارهای هنری شان در جشنواره ها و فستیوالهای داخلی و خارجی ، برگهایی زرین به كارنامه افتخارات خود افزودند، بطوری كه موفق به كسب دكترای افتخاری موسیقی سنتی از كشور فرانسه، دیپلم افتخار نوازندگی درایران و صدها مدارك، لوح های تقدیر وجوایز ارزنده دیگر گردیدند و همچنین تندیس ایشان و اولین دونلی را در موزه تهران برای آیندگان به یادگار گذاشته اند.

  • ·  استاد خوشحالم از اینكه دعوتمان را پذیرفتید وبرای انجام مصاحبه وقت گذاشتید.

-  من هم خیلی خوشحالم كه شما جوان ها این قدر به فكر موسیقی كهن بلوچی و فرهنگ غنی آن هستید.

  • · استاد شما از چند سالگی شروع به نواختن نی كردید و چگونه آن را آموختید؟

-  نواختن نی را در همین شهر بمپور آموختم، البته بیشتر در پاكستان، استادی نداشته ام. این یك استعداد و توانایی ذاتی است كه خداوند متعال آن را در وجودم قرار داده است.

  • · از حال وهوای آن  موقع برایمان بگویید؟

-  در بمپور نی نوازان بسیاری بودند، البته از شش سالگی كه من نی می‌نواختم، كسی حریف من نبود. وقتی كه شش سالم بیشتر نبود، سردار بامری ها به بمپور آمد و مهمان حاكم بمپور شد. در آن زمان وقتی حاكم و یا سرداری، جایی دعوت می شد، از شاعران و نوازندگان برای شعر خوانی ونواختن موسیقی نیز دعوت می كردند كه در آن مراسم صاحب داد پدر پیر بخش شاعر بلوچستان هم  دعوت شده بود وقتی صاحب داد شروع به نواختن كرد، یكی از آن افراد به من گفت : شیر و تو هم بنواز. كه من شروع به نواختن نی كردم، صدای نی من چنان بالا گرفت

-  كه صدای همه آلات موسیقی صاحب داد فروكش كرد. بعد از مراسم، من مورد تشویق حاكم بامری ها قرار گرفتم.

  • · استاد كی به پاكستان رفتید واز خاطرات آنجا برایمان تعریف كنید؟

-  7 یا 8 ساله بودم كه به پاكستان رفتم. علم نواختن نی در آن زمان چندان در پاكستان رایج نبود، بلكه علم و فن نواختن نی آن موقع در كشور هندوستان مشهور و رایج بود واین علم و فن از هندوستان به كشور پاكستان آمده بود. آن زمان نوجوانی بیش نبودم كه یك روز فردی هندی را دیدم كه در حال نواختن دونلی بود، نزدیك آن مرد رفتم ومنتظر شدم كه كارش تمام شود. وقتی نواختن او تمام شد، به او گفتم: این نی تان را بدهید كه من بنوازم. مرد هندی گفت : نمی شود، چون من غیر مسلمانم و شما مسلمان من نمی توانم نی خود را به شما بدهم، شما می توانید از بازار نی تهیه كنید. من به ایشان گفتم: آیا در بازار این مدل نی شما پیدا می شود. گفت : آره و همراه آن مرد هندی به بازار رفتم و برای اولین بار دونلی خریدم و جلوی همان فرد هندی شروع به نواختن همان سازی كردم كه فرد هندی می نواخت .آخر مرد هندی به من گفت: شما از كجا نواختن دونلی را یاد گرفته اید؟ گفتم : از هیچ جا، خودم یاد گرفته ام. به من گفت : واقعاً خوب نی می نوازی و روزی با این نی نواختنتان مشهور می شوی.

  • · آقای اسپندار به طور كلی خواستگاه دونلی كجاست؟

-  مادر و جایگاه نی نوازان نواب شاه یكی از شهرهای استان سند در پاكستان است. هر موقع در كشور پاكستان، در شهر نواب شاه مسابقه برگزار می شد، از من هم دعوت می كردند كه در جمع نوازندگان دونلی باشم. در هر مسابقه وقتی كه همه نوازندگان نی می نواختند، من می توانستم كارهای آنها را دوباره انجام دهم ولی آنها نمی توانستند كار من را انجام دهند وبنوازند، چون من ساز بلوچی را كه می نواختم آنها می‌ماندند و نمی توانستند آن را تقلید كنند. پس من در هر مسابقه به عنوان برنده انتخاب می شدم، تا آخر روزی نوازندگان دونلی اعتراض كردند كه اگر شما از اسپندار دعوت كردید، پس دیگر از ما دعوت نكنید، چون او از همه ما بهتر می نوازد.

  • · استاد كی به ایران بازگشتید و از كارهایتان قبل از انقلاب بگویید؟

-  در سال 1337 به ایران بازگشتم و در سال 1352 به دعوت خانم شاه فرح پهلوی به شیراز رفتم. دراین مراسم نوازندگان و خوانندگان مشهوری چون مهستی، گوگوش، داریوش و ... حضور داشتند. بعد از پایان مراسم به هر نفر 1500 تومان جایزه دادند ولی به من 15 هزار تومان دادند. از آنجا به بعد دونلی من مشهورتر شد. در همان زمان حكم من از طرف شاه آمد كه رسمی بشوم و به تهران بروم، ولی تا روال كارها پی گیری شد، این كار همزمان شد با زوال حكومت پهلوی.

  • ·  بعد از انقلاب چی، آیا كارها به همان روال پیش رفت؟

-  بعد از اینكه انقلاب پیروز شد، مدتی برای موسیقی مشكلاتی پیش آمد ولی كم كم موسیقی سنتی دوباره رواج پیدا كرد. آقای رضا درویشی كه الان رئیس داوران موسیقی كشور است، از افراد حاضر در مراسم شیراز كه برای خانم شاه برگزار شد، بودند. مدتی را دنبال من می گردند، از طریق افراد برگزار كننده مراسم و ارگان ها دنبال آدرس من می گردند كه آخر سال 1368 به شهر بمپور آمدند و مرا پیدا كردند و از من دعوت كردند كه به تهران بروم و من یكسال بعد در سال 1369 به تهران رفتم و آنجا گفتم كه ما مردم بلوچ حق و حقوق مان پایمال می شود، حق ما این نیست، حق ما بیشتر از این است، ما از طرف دولت حمایت نمی شویم تا استعدادهای درخشان فراوانی كه ما مردم بلوچ داریم شكوفا شود.

  • ·  استاد از كارهای داخل كشورتان برایمان بگویید؟

-  درداخل كشور در شهرهای مختلف برنامه داشته ام، اما یكی از كارهای به یاد ماندنی ام مربوط به تهران است. در سال 1378 در تهران، در پارك لاله به مدت دو هفته برنامه داشتیم. زمانی كه در پارك بودیم، از هر گوشه پارك می رفتیم، یا داخل شهر قدم می زدیم، دانشجویان و دانش آموزان به ما می گفتند: این افغانی ها اینجا چكار می كنند؟ من از این حرف آنها ناراحت بودم ولی این موضوع را در دل خود نگه داشتم، تا شبی كه نوبت به من رسید تا دونلی بنوازم. مجری آقای روشن پژوه بودند، بعد از صحبتهای آقای روشن پژوه من میكروفن را گرفتم و آنچه در دلم بود، گفتم و با صدای بلند گفتم: ما بلوچ هستیم و افغانی نیستیم، ما را به كشور بیگانه افغانستان نچسبانید، ما از نژاد برتر آریایی هستیم، این لباس را از زمان پیامبر اسلام داشته ایم. بعد از صحبتهای من همه جمعیت چندهزار نفری حاضر در مراسم، بلند شدند و شروع كردند به دست زدن. در این مراسم آقای مهندس حسینی ( استاندار سابق استان ) و آقای میرشكار فرماندار ایرانشهر هم بودند و بعد از پایین آمدن از جایگاه، آقای حسینی مرا در آغوش گرفت و گفت: آفرین، كار خوبی كردی. آخر همان دانشجویان آمدند و گفتند: دفتر های ما را امضا كن.

  • ·  استاد آیا برای اجرای كارهایتان مشكلی ندارید؟

-  درداخل كشور و استان، چون تحت حمایت فرهنگ و ارشاد هستم، نیازی به مجوز نیست ولی اگر به كشورهای خارجی برای اجرای برنامه دعوت بشوم باید مجوز بگیرم و هماهنگی بشود.

  • ·  استاد می گویند دعوت هایی نیز از كشورهای خارجی برای اقامت و اجرای برنامه در آنجا داشته اید، آیا درست است؟

-  بله، درخواست زیادی داشتم كه بروم كشورهای خارجی، ولی من قبول نكردم. حتی افرادی نیز همین جا بمپور نزد من آمدند ولی من پیشنهاداتشان را رد كردم. وقتی در فرانسه بودم، از من دعوت شد كه بمانم ولی من قبول نكردم. من با خود عهد كرده ام كه یك وجب از خاك شهر خود بمپور را با صد كشور خارجی عوض نكنم.

  • ·  در پایان، اگر گفته ای، سخنی دارید، بفرمایید؟

-  تنها آرزوی من این است كه بلوچ ها، همان نام آوران و دلاوران و مهمان نوازان گذشته باشند و تقاضای دیگری دارم، اینكه مردم بمپور احترام مرا نگه نمی دارند، مرا نمی شناسند. منی كه در داخل و خارج بنام شهر بمپور كسب افتخار می كنم، آنگونه كه جاهای دیگر احترام مرا نگه می دارند، احترام مرا نگه نداشته و در حق من كم لطفی می كنند.

نشریه استون

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عبدالصمد پناد
یکشنبه 26 دی 1389
جمعه 17 شهریور 1396 03:29 ب.ظ
Magnificent beat ! I would like to apprentice even as you amend
your site, how could i subscribe for a blog web site? The
account aided me a applicable deal. I have been tiny bit acquainted of this your broadcast provided
bright transparent idea
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:45 ق.ظ
always i used to read smaller content which as well
clear their motive, and that is also happening with
this post which I am reading here.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:56 ب.ظ
I think the admin of this website is genuinely working hard in support
of his web site, because here every stuff is quality
based material.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای جغرافیا علم ،برنامه ریزی، زندگی و توسعه محفوظ است