تبلیغات
جغرافیا علم ،برنامه ریزی، زندگی و توسعه - نقدی برکتاب مزرعه حیوانات یا همان قلعه حیوانات
جغرافیا علم ،برنامه ریزی، زندگی و توسعه
چابهار نگین شرق ایران
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


زندگی اطلس جغرافی ماست
که در آن نقشه استان محبت پیداست
جلگه جهد و نمکزار حسد پیدا نیست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسیار
و فلات ایمان حول این کوه چه وسعت دارد!


نام ونام خانوادگی عبدالصمد پناد
تحصیلات:دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا وبرنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی تهران
با عرض سلام وخسته نباشید خدمت همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می کنند وبه علاقه مندان علم جغرافیااین وبلاگ جهت گسترش ومعرفی علم جغرافیا وتبادل نظربین علاقه مندان ایجاد شده است مارا با نظرات سازنده خود در غنای مطالب وبلاگ یاری نمایید
ایمییل:samadpanad@yahoo.com

مدیر وبلاگ : عبدالصمد پناد
نویسندگان
نظرسنجی
منطقه ازاد چابهارچه تاثیری در زندگی شما داشته است(نمونه موردی مردم دشتیاری)








 به نام آن خوب بالادست

 

نقدی بر کتاب قلعه(مزرعه) حیوانات

نویسنده کتاب جورج اورول

این کتاب یک داستان سیاسی واجتماعی درباره یک مزرعه(جامعه )است خوکها که به عنوان رهبر شون هستند وبا کمک بقیه حیوانات انقلاب می کنند وبابیرون کردن اداره کننده مزرعه (نماد شاه یا ریس حکو مت سابق) یک نظام جدید تشکیل می دهند وبراساس ارمانهای وایده آلهای که دارند یه حکومت جدید ایجاد می کنند از جامعه یا کشوری توصیف می کنند که درآن یک قدرت مطلق واستبدادی ودیکتاور به نام جونز وجود داشته که بقیه حیوانات(که منظور از ان طبقه کارگر وکشاورزان و ومردم عامه) برای جونز کار میکردند واداره کشور وجامعه هیچ نقشی نداشتند که دران جامعه در وضعیتی اسفبار به سر می برد که در اینروستاییان فقیر وکشاورزان تولید می کردند وطبقه بوروژوازی یا طبقه سرمایه دار فقط مصرف می کردند که این طبقه  عامه مردم  که شامل کشاورزان فقیر روستا ییان  بودند واز گرسنگی وسوتغذیه  وکمبود مواد غذایی رنج می بردند وناگهان یکی از حیوانات فقیر(کشاورزان فقیر) اعتصاب می کنند وبقیه حیوانات(افراد جامعه) پشت سرش حرکت می کنند وبلاخره شورش می کنند ومزرعه دار(جونز) را از جامعه بیرون می کنند وخوکها بر اساس دستورات میجر  پیر که رهبر مزرعه حیوانات است انقلاب می کنند وحرفهای میجر پیر  الگو است وخوککها با الهام از مکتب فکری  میجر پیر در تشکیل جامعه بودند که ترویج دهنده جامعه بی طبقه وبرابری  بودند می تنوع خا به وجود آورده رااز بین ببرند به قول دکتر افراخته:( خدا در افرینش  تنوع دارد نه تبعیض) همه با هم  یکی شدن وشعار "چها پا ها خوب ودو پا هابد" هر چی قبل بوده بد اعم از حکومت  ...وهرچی الان حاکم است خوب است چون ما خودمون حکومت می کنیم بیگانان بر ما حکومت ندارند ولو اینکه هر بلایی سر ما بیاید در اوایل انقلاب با شتاب وعجله یکسری شعار های می دادند یعنی آنچه  در جامعه قبلی بود غلط وهر چه الان خودمو می گوییم در ست وبا شتابزدگی قانون اساسی را تصویب کر دند ودر گرمای انقلاب تا حدودی به سمت جامعه آرمانی پیش می رفتند اما به تدریج  ایده ال ها نابود می شوند ونتیجه انقلاب توده ای  همین می شود که کل جامعه را می خواهند  به یک سمت هدایت کنند مثل شتر افسارش را بگیرن  وتوده های ناآگاه که هم برای  بهتر شدن وضعیت از قبل تلاش می کنند وهدف دیگری ندارند فقط وضعیت از قبل بهتر بشه   گوسفندان نمادی هستند از انسان های  احمقی که بدون فکر ، سخنان رهبر  خود را قبول  می کنند وبا ایجاد هرج ومرج وتظاهرات وشعار های احمقانه ، نا آگاهان را فریب می دهند  وبه ایجاد مقبولیت عمومی آن رهبر ، کمک می کنند

 وهم چنین در  درصد د صادر کردن انقلاب خود بودندفرستادن کبوتر به مزرعه های مجاور(به کشورهای اطراف)

بعد از مرگ میجر پیر دو شخصیت اصلی داستان که در انقلاب نقش اساسی داشتند به نام های سنو بال و وناپئلون  سر کردگی حکومت را به دست می گیرند سنوبال نقش بیشتری در پیروزی انقلاب وتاسیس حکومت داشت سنبوال به سمت جامعه دمو کراتیک پیش می رفت ولی ناپئلون به سمت جامعه یکدست  ومتجانس که همان نظام توتالیته است حر کت می کرد  وناپئلون که سنوبال را به جرم خیانت ومخالفت با حکومت انقلابی  ورابطه داشتن با مزرعه های همسایه (کشور های همسایه) تبعید ویا از حکومت طرد می کند وناپئلون با پرورش توله سگ هاوایجاد پلیس خصوصی  اول مخالف اصلی خود را از جامعه بیرون می کند وبه سمت جامعه تک حزبی حرکت می کند چون سنوبال ب نظرات ش مخالف بود وسنوبال تهدیدی بر سر راه حکومت خود می دید مثل ساخت آسیاب بادی (که می تونه نماد صنعتی کردن کشور یا دستیابی به انرژی هسته ای) با هم اختلا ف داشتند

اما بعد از انقلاب وضعیت مردم آنچنان تغییر نمی کند وکم کم زمزمه های مخالفت وآشوب از گوشه  وکنار شنیده می شود ور هبرا ن جامعه می گفتند اداره حکومت به دست خودمون است وما تازه در اوایل راه هستیم وضع مان بهتر می شود

 وهر کسی هم هم به وضعیت اعتراض می کرد ویا حکومت را نقد می کرد از سر راه برداشته می شد چون ناپلئون می خواست فقط یک حزب واحد ویک اندیشه واحد بر جلامعه حکومت کند وآنرا به کل جامعه تعمیم دهد وپیشرفت جامعه را فقط با امار وارقام نشان میدهند ولی در وضع جامعه تحوا انچنانی صورت نگرفته بود وفقطمی گفتند وضع از زمان رهبر سابق بهتر شده  ، ویک برنامه وچشم انداز مدون نداشتند وفقط جامعه را  با وضعیت قبلی مقایسه می کردند وبه فکر جامعه مطلوب نبودند مسلما بر اثر گذشت زمان  یک تحولاتی صورت می گیرد واین تحولات  فقط برای کسانی بود که در راس جامعه قرار داشتند وضعیت عامه مردم چنان تغییری نکرده بود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عبدالصمد پناد
دوشنبه 27 دی 1389
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای جغرافیا علم ،برنامه ریزی، زندگی و توسعه محفوظ است